ابراهيم عاملي ( موثق )
436
تفسير عاملي ( فارسي )
« كَما يَقُولُونَ » 42 فخر : در اين جمله و جمله هاى بعد « عَمَّا يَقُولُونَ » و « يُسَبِّحُ » ابن كثير در هر سه با ياء به صورت غايب خوانده است ، و حمزه و كسائى با تاء خواندهاند ، به صورت خطاب . و نيز اوّل با تاء به صورت خطاب و دوّم و سوّم غايب با ياء خواندهاند ، و نيز اوّل و دوّم با ياء به صيغه ى غايب و سوّم را با تاء خواندهاند ، و در نتيجه ى معنى و افاده ى مطلب تفاوتى نيست . « لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا » 42 تبيان : اين جمله دو حور معنى شده است : 1 - اگر خداهاى ديگر هم باشد بايستى مشركين وسيله اى براى وصول بخداى بزرگ بدست آوردند كه به او نزديك شوند و از قدرت و غلبه اش مصون بمانند ، 2 - اگر چنين باشد كه مشركين ميگويند بايد آن خداها راهى بسوى خداى صاحب عرش و كرسى پيدا كنند و بروند و با او بجنگند تا او را مغلوب كنند . « تُسَبِّحُ لَه السَّماواتُ » 44 مجمع : همانطور كه گفتن سبحان اللَّه اظهار عظمت خداوندى است وجود آسمان و زمين نشانه ى عظمت حقّ است و توحيد و عدل او ، بلكه تسبيح آنها بيشتر است از تسبيح آدمى چون وجود آسمان و زمين وسيلهء علم بآفريننده و عظمت او است . كشف نوشته : هفت آسمان و هفت زمين و هر چه در آن دليلند بر كمال قدرت و حكمت و جلال و عزّت و وحدانيّت آفريدگار همه او را طاعتدار و ستاينده و ربوبيّت او را گواهى دهنده ، هر چه مؤمن است زبان او و دل او به پاكى اللَّه تعالى گواهى ميدهند و آنچ كافر است صورت او و دولت او و رزق او و كار و بار او بر توانائى و دانائى اللَّه تعالى راه مينمايد . فخر : تسبيح به زبان كلمه ى « سُبْحانَ اللَّه » است و تسبيح باحوال دلالت احوال يك موجود است بر يگانگى و عزّت حقّ سبحانه و تعالى . حسينى نوشته : امام قشيرى فرموده كه تسبيحى گويند زندگان از اهل زمين به زبان قال و باقى از ايشان بلسان حال يعنى دلالت ميكنند با مكان و حدوث خود بر صانع واجب قديم ، و اين تنزيه است مرورا از لوازم امكان و توابع حدوث پس همه ى